تبليغاتX
طرفداران دکتر علیرضا نظمی افشار
سایت طرفداران دکتر علیرضا نظمی افشار

News image

هارای هارای من ترکم

«ملت ترک ایران»

 قرن بیست و یکم، عصر رستاخیز ملّیت هاست

«گاسپار بیرو»

 هویت خواهی عاصیانه

 یا ملت سازی عاقلانه

 

ملت شریف تورک ایران

بنا به قضاوت منصفانه تاریخ، تورکان در سرزمین ایران، یا حاکم مطلق بوده اند ویا بیشترینِ حاکمیت ها را داشته اند. سلسله های غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، اتابکان، تیموریان، آق قویونلوها، قراقویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجار، همگی تورک و حدود هزار سال بعد از اسلام  بر ایران حکمرانی کرده اند. از لحاظ جمعیتی نیز تورکان در ایران، اکثریت مطلق و یا اقلا اکثریت نسبی را حائز بوده اند. دراین زمینه پدرعلم سوسیولوژی و فلسفه تاریخ، ابن خلدون تثبیتی دارد که گویای این حقیقت علمی و تاریخی است. به گفتهِ او «ایران سرزمین تورکان است». سابقهِ هویّت عمودی در تاریخ و حضور گستردهِ افقی در پهندشت ایران، شاهد علمیِ این مدعاست.

این بیان به تنهایی فلسفه تاریخی، ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران را از هر گفته دیگری رساتر و گویاتر بیان می کند. واقعیتی انکارناپذیر است که اغلبِ آثار فرهنگی مادی و معنوی اعم از  افتخارات انسانی، علمی، ادبی، هنری، صنعتی، لشکری، کشوری، معماری، بدست تورکان و یا با حمایت و عنایتشان، در دوران زمامداری آنان بوجود آمده است.   

ولی در طول صد سال اخیر، استعمار خارجی با همیاری دشمنان  داخلی، و خائنان خودی، توازنِ بحق و طبیعیِ سیاستِ ایران را برهم زد و سیاست تورک زدایی را ظالمانه مرسوم سرزمین ایران و جایگزین حکومت و پادشاهی ترکان کرد. استعمار از آغازِ مبارزات مشروطه طلبی، بدست خودِ ما، زمینه انتقال قدرت وخلع ترکان ایران را از دولتمداری  آغاز و با کودتای منحوسِ رضاخانی به انجام رسانید. در این راستا تظلمات تاریخی بر ملت تورک ایران شروع گردید که داستان مصیبت بار مشروطیت و در ادامه آن شهادت بزرگ مردانی همچون ستارخان و روحانی شجاع، شیخ محمد خیابانی درآذربایجان، کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان، اسماعیل خان صولت الدوله قشقایی در شیراز، در دورانِ حکومت  رژیم شوونیستی پهلوی، و تراژدی غم انگیز آیت الله العظمی شریعتمداری و مبحث خفّت بارِ کاریکاتور روزنامه دولتی ایران، و متعاقب آن شهادت مظلومانه اقشارمختلف، به ویژه دانشجویان، جوانان و دستگیری، شکنجه و زندانی شدن طیف عظیمی از ملت قهرمان و بزرگ تورک ایران، همه نمود هائی زشت از این سیاست ترک ستیزی می باشد.

رژیم منحوس و فرهنگ کش پهلوی، این دشمن قسم خورده ترکان ایران، کمر به اضمحلال مطلق ما بست و پدران ما را با نمایشات ترقی خواهی وایجادِ امنیت، چنان هیپنوتیزم کرد که فروریختن کاخ هویتِ خویش را ندیدند، و فشار حلقه طناب را بر فرازِ چوبه اعدام ملی و فرهنگی، بر گلوی خود احساس نکردند.

ملت شریف و بزرگ تورک ایران   

تصویر تاریخِ مجعولِ ایران در چند دهه اخیر، پیامی مهم و حیاتی  ارائه می دهد و آن این که ملت  تورک ایران مرده است و یا محکوم به مرگ است و باید بمیرد. درادبیات و اندیشه شوونیستان، ملتی به نام ملت ترک ایران وجود ندارد تا به زنده بودنش اندیشید. البته حق با شوونیستان است چون ملتی که موجودیتش کتمان، تاریخش تحریف، زبانش لال، هویت و فرهنگش نابود شود، آن ملت ذاتا مرده است و موجودیت ندارد. و بر این مبنا الحق که ملت تورک ایران مرده است. اما به اعتقاد ما،  این ملت در طول تاریخ نشان داده است که هرگز نمرده و نمی میرد. ولی امروزه با استفاده از بحران هویتی ما و با  لطائف الحیل، مرده نگه داشته می شود. فقط با بهره گیری از این نقطه ضعف است که شوونیزم دوام می یابد.

استمرار تاریخیِ یک ملت، به حیاتِ  فرهنگ و هویت آن ملت وابسته است که اساس فرهنگِ آن،  به تاریخ، و بنیانِ هویتش به زبان آن ملت مربوط است. کارشناسان معتقدند که عدم تحصیلات اولیه به زبان مادری، کودک را از رشد و شکوفائی ذهنی باز می دارد و اعتماد به نفس او را پایمال می کند. طبعا فرآوردهِ این استعمار فرهنگی انسانی متزلزل، غرق و مبهوت در بحران هویت، شرمناک و تهی از خود، و منزجر و فراری از خودی خواهد بود.

امروز بقایایِ تفکرات نژادپرستانهِ موروث رژیم گذشته، هنوز با برنامه های موذیانهِ کلان، جوانان ما را به بیکاری، سردرگمی،  ترک خانه و کاشانه معروض و به نا امیدی، بی تفاوتی و اعتیاد جسمی یا الیناسیون فکری مجبور می کنند.

رمزِ بقایِ  یک ملت به دوامِ اتحاد و یکپارچگیِ  آن است و خوب می دانیم که اساسِ اتحادِ آن به همدلی در اهداف، واساس یکپارچگیش، به حفظ جغرافیای آن ملت  بستگی دارد.

متاسفانه تاریخ صد ساله اخیر ایران مبین این است که شوونیزم هر چهار عنصر اصلی ملت ما یعنی

تاریخ، زبان، اتحاد و جغرافیا ی ملت بزرگ تورک ایران را هدف حمله همه جانبه خود قرار داده است.

شعار"هارای هارای من تورکم" که لرزه بر اندام شوونیزم انداخت، روح اعتراضات مدنی  و چکیده مانیفست ملی ما بود. این، روح پیام قهرمانان آذربایجان، نماد هویتیِ مبارزات ملی ما و سایر تورکان ایران است.

امروز جای نگرانی است که سیر حرکات هویت خواهی تورکان، با انحراف به هویتهای فرعی و انشعابی، ملت  تورک ایران را از هم مجزا و هریک را به اقلیتی محدود و منطقه ای تبدیل نماید. تالی وحشتناکِ  دیگرِ این امر، آن است که سه چهارمِ ملت ما را، که در خارج از جغرافیای آذربایجان ساکنند، وادار به انتخاب و مجبور به رو در روئی باهم کرده و آرزوها و تدابیر دیرینِ استالین و رضاخان و برنامه های نوین آپارتاید را عملی سازد.

از نقطه نظر جغرافیایی ملت تورک تنها ملتی است که در ایران حضور منطقه ای ندارد و بیانِ   "همه جای ایران سرای من است"  به جز از جانبِ  تورکان ایران، ادعائی گزاف و مصداقی موهوم است ولاغیر. بنا به گواه تاریخ، ایران سرزمین پدران ماست و ما برای اعاده و استرداد میراث خویش، قهر و فرار را(اقلا در این مرحله) چاره کار نمی دانیم.

در چنین شرایط و اوضاع واحوال است که بازنگری استراتژی و بازاندیشی تاکتیک های حرکت ملی ما   درخارج، با  نیتی صادقانه، برای نزدیکی به اصول مبارزات ملی داخل، با مراعات ظرفیت های آگاهی و آرمانیِ آن و ملاحظه محدودیت های امنیتی و سیاسی موجود،  یک ضرورت تاریخی است تا ضمن پاسخگویی به نیازهای اساسی ملت بزرگ تورک ایران که همانا احیای فرهنگ و تاریخ، هویت و زبان، اتحاد و همدلی و یکپارچگیِ جغرافیایِ تورکان ایران است،   به اکثریت حاشیه نشین و احیانا خزیده در  چنبر آسیمیلاسیون، اعلام نماییم که:

ملت بزرگ تورک ایران نه مرده است، نه می میرد و نه خواهد مرد و به هیچ ملت و جریانی  نیز اجازه نخواهد داد که او را مرده نگه بدارد.

بگوییم: ما باید بیدار شویم تا زنده بمانیم.

بگوییم: عصر جدید برای ملت بزرگ تورک ایران عصر حیات و ممات است. اگر بیدار شده و با استحاله مبارزه کنیم زندگی با ماست وگرنه ما را زنده بگور و فرهنگ، تاریخ، هویت،  زبان، اتحاد، همدلی، یکپارچگی و جغرافیای سراسری ما را نیست و نابود و کلا تصاحب خواهند کرد.

بگوییم: باید بیدار شده و زنده بمانیم تا فرزندانمان، یکباره اسیر ملتهای دیگر نشوند و خودمان تا ابد، سزاوارِ نفرین تاریخ نشویم. راستی چه ننگ است میراث ننگینِ اسارت بر فرزند گذاشتن و نفرینِ ابدیِ تاریخ بر خود روا داشتن.

ملت شریف و بزرگ تورک،  

امروز، ما بر آن معتقدیم که طرح مسائلی نظیر فدرالیسم یا استقلال،  ساختار حکومتی ویا فلسفه اقتصادی آن، امری غیر ضروری، غیر مفید و انحرافی است.  بعد از یک قرن کامل اسیمیلاسیون و الیناسیون طراحی شده ومستیم دولتی، همراه با توطئه های استعماری خارجی و داخلی، تنها همت در"بیداری ملی" و "رجعت به خویشتنِ خویش" درمان درد ما میتواند باشد.  ما نمیتوانیم کف خواسته هامان را از سقف آگاهی، ظرفیت فکری، و خواستهای ملی اکثریت عظیم ملتمان بالاتر و دور از دسترس و تفکر آنها قرار دهیم.  این خود میتواند الیناسیون نهائی را موجب شود. روشنتر بگوئیم، در شرایط فعلی، تندروی، و طرح مسائل آرمانی، بیشتر موجب استحاله شده، و وظیفه تیر خلاص را انجام میدهد تا نسخه نجات ملی.

ما امروز به ملت سازی نیاز داریم و بس.

لذا،وظیفه ملی ترکان ایران، در این برهه از پروسه بیداری ملی و رجعت به خویش، مبارزه برای رسمیت زبان تورکی، و باز خوانی معتبر و باز نویسی مستندِ تاریخ ملت تورک ایران است، که در نوشته های  بعدی تحلیل و توصیه خواهندشد.

سرافراز باد ملت ترک ایران

آوریل 2010  کالیفرنیا

دکتر علیرضا نظمی افشار

alnazmi@yahoo.com

(209)606-2947

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 22:36  توسط دانشجویان  | 

تحلیل و بیانیه مهم دکترعلیرضا نظمی افشار موسس کنگره جهانی ترکان ایران در رابطه با جنبش سبز  

خواهران و برادران عزیزم

روی سخنم با شما ترکان شریف ایران است.
منطقه خاورمیانه، خصوصا ایران، آبستن حوادثی اجتناب ناپذیراست و برغم تمام ناروائی ها و بیشرمی های تاریخی که در صدسال گذشته در این سرزمین بر ما روا شده، خواهی نخواهی سرنوشت آن با سرنوشت ما بهم تنیده است.
ولی، بناحق نیست اگر اعتراف کنیم که نه تنها، گاها این ناروائی ها نتیجه اشتباهات خود ما بوده است، بلکه خودی ها نیز، در هر شکل و لباس واعتقادی که بوده اند، در تحمیل آن ناروائی ها بر ما رل عمده ای بازی کرده اند.
 تحلیل این امر در این مقال کوتاه نمیگنجد و من فقط بدین سخن اکتفامیکنم که دشمن، همیشه بنوعی، و اغلب موذیانه، از صفاتِ تحریک پذیری وعدالت خواهی ما سوء استفاده و از صداقت، نیرو، و شجاعتِ ما، استفاده ابزاری نموده است. تاریخ هزارساله اخیر ما مشحون ازحوادثی است که با این دغلبازی ها رقم خورده و همیشه، و بدون استثنا، سرنوشت ما، بعد از این حوادث، ناگوار تر از آغاز آن بوده است. ما یلدغ المومن من حجر واحد، مرّتین. انسان با ایمان از یک سوراخ سنگ، دو بارگزیده نمیشود.
در مورد حرکت سبز سخن میگویم.
بدیهی است که ما هر حرکت عدالت جویانه و آزادی خواهی را حمایت و هر نوع سرکوب و خشونت را محکوم میدانیم. اما، حرکت سبز ایران نه مسئله ماست نه موضوعیتی با ما دارد و نه درمانی برای دردهای ما در مدِ نظر.
1 - حرکت سبز ایران یک حرکت دموکراسی خواهی نسبی و انتخابی است که مربوط به طبقه ای از ملت فارس و مسلما در محور حفظ منافع ملی فارس زبانان و آریا مداران است. طراحانِ این حرکت حتی برای خالی نبودن عریضه هم که شده، از حقوق هفتاد در صد ملل اسیر و تحت ستم ایران سخن نمیگویند چون چنان با آن مخالفند که حتی تقیه را هم در آن روا نمیدارند.
2 – حرکت سبز نماینده سرمایه داری فارس است ومسلما، منافع و مصالح اقتصادی ترکان ایران در آن ملحوظ نیست.
3 – رهبران حرکت سبز در زمینه های نژادپرستی آریائی و تفکرات آپارتاید، وارثان صادق تفکرات آریامهری و رضاخانی هستند.
4 – رهبران حرکت سبز سرکوبگرانِ حرکت معقول، و منطقیِ خلق مسلمان بزعامت حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری بودند و در خرداد سال 85 حرکت ملی ومدنی ما را بایکوت کردند.
5 – ترکان ایران و در راس آن مردم آزربایجان، خاطرات تلخی از مشارکت در مبارزات سراسری دارند. بارزترین آن مبارزات مشروطه است که ما را، بنام عدالت خانه بمیدان کشیدند، و ترکان را، بدست خود، از حاکمیت و دولتمداری خلع، و زمینه انتقال قدرت و سلطنت هزار ساله ترکان را با کودتایی مسخره، به رضا خان آماده نمودند.
6 – اعتماد ملی ما برای همکاری با نژادپرستان و متجاهرین به راسیسم، به صفر رسیده است.
7 – رهبران حرکت سبز، توافق نهائی خود را با رهبری شوونیزم آریائی لوس آنجلس بانجام رسانیده اند. در هر حال چه شکست بخورند و چه به تعویض دولت دست یابند و چه به سقوط رژیم نایل آیند، فقط افراد والبسه ظاهری آنها دگرگونه خواهد بود، تفکر همان نژادپرستی و ترک ستیزی است.
8 – آنهائی که میخواهند شورش و نا امنی را با عناوین"آزربایجان قهرمان" و "آزربایجان مبارز" به سرزمین آزربایجان که قلب و مغز ترکان ایران است، بکشانند، علاوه بر استفاده ابزاری، قصد تخریبی بمنظور جلوگیری از مراجعت سرمایه ها به آزربایجان را دارند. سرمایه امنیت میخواهد و از نا امنی و تزلزل بیزار و هراسان است. زنهار اگر یکبار دیگر به این انتحار اقتصادی دست یازیم.
9 – سفسطه متداول که میگویند اگر ما قاطی نشویم عقب میمانیم، چنان بی اعتبار و باطل است که به یک اعدامی بگویند اگر همکاری کنی بنفع تست.
این نگرانی، بیهوده است، چرا که ما از مشروطه ای که آنرا احیا و استبداد صغیر را شکستیم چه دیدیم، هنوزازتیر یپریم ارمنی، و زخم پای ستار خان در قلوب ما خونابه روانست و مزار آن راد مرد، بدور از سرزمینش، غریبانه میگرید. در انقلاب اسلامی پرچمدار بودیم و بار اول مجسمه های آریا مهر را برزمین کشیدیم و گفتیم "بیز بو شاهی ایسته میریخ والسلام"، چه شد؟
توفیق ما در سکوت پر طنین ماست. گوشهای کر دنیا ودنیامداران، برای اولین بار ما را با سکوت ما شنیدند ودر صفحه رادارهای خود دیدند. هر حرکتی این صحنه را بهم خواهد زد.
بازیگران واقعی موج سبز، چه آنهایی که زیرکانه دستی در دست لوس آنجلسیان دارند و سری به تعظیم در برابر رهبر، و چه آنهایی که محتاطانه در مرزهای خط قرمز رژیم پرسه میزنند، باید بدانند که در ایران هیچ اتفاقی اساسی روی نداده و نخواهد داد مگر ترکان ایران، آزربایجان و خاصه تبریز همیشه قهرمان، بر آن مقصد باشند.
آنهایی که سربلندی آزربایجان را حتی در میادین ورزش بر نمیتابند، و توپ قهرمانان تیم تراختور چون گلوله ای دنیایشان را بر هم میکوبد چه گستاخند اگر برای تحمیق ترکان ایران از دموکراسی و آزادی حرفی بر زبان آورند.
تاریخ، برای ما مجالی مجدد، برای ناله و زاری و گله از این وآن در آستین ندارد. اگر خطا کنیم، خود کرده ایم و خود کرده را تدبیر نیست.
در ورای چنان اشتباهی، نابودیِ هویت، موجویت و فنای  ملی ماست
 والسلام
موسس کنگره جهانی ترکان ایران
دکتر علیرضا نظمی افشار
23 / 11 / 1388
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 10:29  توسط دانشجویان  | 

صدا- مصاحبه رادیو آمریکا با دکتر نظمی افشار

http://btna.info/index.php?news=4741

صدا- مصاحبه رادیو آمریکا با دکتر نظمی افشار در ارتباط با ماهیت جنبش سبز

 و عدم همراهی آذربایجان با این حرکت

http://btna.info/index.php?news=4741

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 22:18  توسط دانشجویان  | 

Doktor Alirıza Nazmi Afşar'ın 12.11.2009 Cenevre "BMT"deki Konuşama Metni

 Sayın bayanlar ve baylar

Her şeyden önce beni dinlemek için bu toplantıya katılma zahmetinde bulunan bütün konuklara hoş geldiniz demek istiyorum

Bugün benim buraya geliş amacım dünyanın değişik yerlerinden gelen kardeşlerimi dinlemek ve onların acılarına ortak olmaktı. Bu defaki gelişimde yine benim ülkem İran’daki adaletsizlik ve insanlık dışı eylemleri sizinle paylaşmak, kökünden kazımak ve dünyanın duyarlı tüm insanlarına duyurmak istiyorum
 
Bugün size “Şoven İran” rejiminin bir başka yüzünü göstermeğe çalışacağım. Nedir bu yüz? Bu yüzün adı “Siyasal Katılım Yoksunluğu” dur

İnsan Hakları Bildirgesi’nin ruhu, “Tüm Tebaanın Katılımı İçin Uygun ve Tarafsız Koşullar Sağlanmalıdır.” İlkesi özelliğini taşıyan bütün demokratik sistemlere yansımış bulunmaktadır

Dünya İnsan Hakları Evrensel Bildirgesi’nin 21. maddesinde de yer alan “İşlerin Yürütülmesine Her Kesin Katılabilmesi” ve sonucunda “Bütün Haklara Adil Usullere Göre Her Kesin Ulaşılabilmesi” ilkelerinin gerçekleşebilmesi için derin bir demokrasi kültürü, demokratik bir sistem ve siyasal katılım gerekmektedir. Özellikle etkin siyasal katılımın olmadığı ülke vatandaşları için bu ilkelerin gerçekleşmesi olanaksız gözükmektedir    

Ne yazık ki yaklaşık bir asırdan beri İran’da siyasal katılımı garantileyen düzen yok olmuştur. Fars Şovenistleri hâkimiyeti gasp edip kendi tekelinde tutmak için var güçleriyle, söz konusu siyasal katılım olgusunu ayaklar altına atmaktadırlar. Tekelci Fars rejimi sistematik olarak seçim sürecini, aynı zamanda idari ve askeri atamaları da kendi kontrolü altına almıştır. Bunun sonucunda İran nüfusunun % 70’i gerek yasama organına, gerekse karar alma sürecine ve kendi kaderini tayin etme konularında en küçük bir katılım hakkına dahi sahip değildir

İran’daki Seçim Süreci Yalnızca Bir Komploydu

Her hangi bir ülkede seçimin gerçekleşmesi için iki koşulun yerine getirilmesi kaçınılmazdır 

A- Seçmenlerin serbestçe seçime katılıp istedikleri oyu kullanmaları gerekir. Oy sayım sonuçları nasıl olursa olsun, gerçekler öylece kabul ve ilan edilmelidir

B- En önemli ve de tercih edilen koşul, adayların halkın iradesi ve isteklerini yansıtmaları ve onların simgeleri olmalarıdır


İşte İran’da söz konusu her iki koşul acınacak bir biçimde yok edilmiştir
İran’a egemen olan azınlık ama hâkim gruplar; milletvekillerinin adaylıklarını ciddi bir biçimde denetim altına almalarının yanı sıra, seçim sonuçlarını da istedikleri gibi şekillendirmektedirler. Planlı ve tertipli olan bu ayak oyunları yeni olmadığı gibi çok da karmaşık bir iş değildir. Ancak bu planlı uygulamalar, kendileri açısından son derece etkin, yararlı ve sonuç vericidir

İran’da seçim süreci “onaylanmamak” ile başlar. Ne yazık ki adaylar içinde yalnızca rejimin istekleri doğrultusunda davrananlar adaylık hakkını kazanmaktadırlar. Söz konusu rejime bağlı adayların hiç biri halkın desteğine sahip olmamakla birlikte, Fars olmayan milletlerin en basit haklarını bile tanımamakta hatta Fars olmayanlara yönelik bir karşıtlık eğilimi içindedirler

Adaylık hakkını kazananlar yalnızca, iktidarı elinde tutan hâkim grubu haklı veya haksız bir biçimde destekleyenlerdir. Rejim tarafından Fars olmayan milletlerden her hangi birinin adaylığı onaylandığı takdirde, söz konusu kişi tamamen azınlık olan hâkimiyetteki grubun kontrolü ve emrinde olmak zorundadır. Bu tür adayların İran’daki milletlerin gerçek milletvekilleri olamayacağı ortadadır

Adaylar onaylandıktan sonra “Seçimin Rekabet Sirki” ve oy toplama çalışmaları başlar. Bu oyunlar ise yalnızca demokrasi adına bir serap gösterişi olup, hâkimiyetin atadıklarını onaylama yönündedir
 
Örnek olarak, 2009 yılı Cumhurbaşkanlığı seçiminde İran Türkleri’nin önemli bir kısmı rejimin içinden gelen ve deneyimli bir siyasetçi olan Ekber A’lami’yi desteklediler. Ancak onun İran Türkleri’nin milli sorunlarına olan göreceli duyarlılığı yüzünden “Koruyucular Konseyi” söz konusu kişinin adaylığını onaylamadı. Pehlevi döneminde milletvekillerinin adaylığını dönemin istihbarat kurumu olan SAVAK onaylamaktayken, bugün bu misyonu “Koruyucular Konseyi” üstlenmiştir. Bu durum seçim konusunun da, seçim sonuçlarının da hayali bir görünüşten ibaret olduğunu açıkça göstermektedir

Bu acımasız sistem, % 30’luk azınlık kesimin devletteki egemenliğini koruyarak, İran nüfusunun % 70’ ini oluşturan diğer vatandaşlarının sesini kesmekte, onlara Tanrı tarafından verilmiş olan doğal haklarını da ayaklar altına atmaktadır

Bu acımasız ve hukuk dışı tutumun böyle sürdürülerek daha da uzaması halinde, karşı duruş ve itirazlar daha da sertleşecek, sonunda bu sürecin yerini savaş, kan ve gözyaşlarının hâkim olduğu bir kaos ortamının alması kaçınılmaz olacaktır. Nitekim benzeri olayların dünyamızda nasıl başladığına hepimiz tanık olduk

Seçim sürecinde hükümetin rolü sadece kayıt işlemleri ve yasal koşulların yerine getirilmesi konusu ile sınırlı olmalıdır. Hükümetin bunların dışındaki müdahaleleri doğru ve hukuki değildir

Günümüzün haksızlıklar ve adaletsizlikler ülkesi olan İran; ayrıcalıklı ve özel bir etniğin katılımıyla sınırlandırılmış dar katılımlı bir yapı yerine, milli, kültürel, mezhepsel, siyasi çeşitlilikler ve bütün vatandaşların geniş katılımı ile iftihar edilecek modern ve çağdaş bir İran olabilirdi 

İdari ve Askeri Atamalar Konusunda “Siyasi Katılım” Söz Konusu Değildir

Üst düzey siyasi ve yasal karar alma mekanizmalarında yer alan bütün kişiler azınlık Fars etnik grubunun mensubudurlar. Yüksek askeri makamların tümü Fars azınlığından olmasına rağmen, orduda Türklerin oranı % 63, Fars dillilerin oranı ise yalnızca % 23’tür 

Türklerin, İran nüfusunun en az üçte birini oluşturan en kalabalık nüfus olmalarına karşın, hükümet organlarındaki temsil oranları oldukça düşük veya başka bir ifade ile yok denecek kadar azdır. Nitekim Milli Güvenlik Şurası, Koruyucular Konseyi, Yüksek Yargı Erki, bakan ve büyükelçilerin hemen hemen hepsi Fars olup Pehlevi rejiminde de olduğu gibi mevcut dini rejimde de gizli bir emre göre istihbarat, dışişleri ve içişleri bakanları kesinlikle Fars dillilerden seçilmektedirler

Rejimin Gerek Yapısı, Gerekse De Tutumu Değiştirilmelidir

Hükümetin temelini oluşturan devlet yapısı ve anayasası esaslı bir biçimde değiştirilmelidir. Zira mevcut anayasanın 5. ve 107. maddeleri gereğince eski hilafetin modern bir adı olan velayet-i fakih makamı tesis edilmiştir

Söz konusu maddeler uyarınca velayet-i fakih makamına ülke vatandaşlarının %99,5’i seçilememektedir. Aksine bu makam 12 imamlı Şii İslam inancından olan erkek bir din adamının tekeline bırakılmıştır. Bu maddeler, kaldırılmadığı sürece tüm cinsiyet, milliyet, din, mezhep ve değişik düşüncelerin katımıyla modern ve harmonik bir toplumun oluşması olanaksızdır

Bu sebeple de

A- İran, “İslam Cumhuriyeti” yerine “Modern Cumhuriyet” olmalıdır. Hiç kuşkusuz İslam dini insanların şahsi yaşamında önemli bir rol oynayabilir. Ancak hükümet ve devlet işleri dini konulardan uzak tutulmalıdır

B- Mevcut yasalar Fars olmayan vatandaşlarla ilgili her ne kadar adalet konusunda kısıtlı ve oldukça sınırlı özgürlükler içerse bile, yine de ciddi bir biçimde gözden geçirilip çağın ve toplumun gereksinimlerine yanıt verecek şekilde belirlenmeli ve ertelenmeden çok acil olarak yürürlüğe konulmalıdır. Aslında sorun yalnızca adil yasa ve söylemlerin yokluğu ile sınırlandırılarak ele alınmamalıdır. Mevcut yasalar içinde de adil olanları vardır. Ancak var olan yasalardan sadece Şoven Fars hükümetinin çıkarlarına ters düşmeyenler uygulamaya konulmaktadır. Diğer yasalar ise sadece sözde ve yazıda kalmakta, ama uygulanmamaktadır  

Bütün bunlara rağmen yalnızca temelden yapısal değişiklikleri beklemek doğru ve yeterli değildir. Günümüz koşullarında ve mevcut yasalarla ilgili önemli değişiklikler yapılabilir. Biz İran Türkleri olarak, en başta yasaların düzeltilmesi (ıslahı - reformu) doğrultusunda aşağıda sıralayacağımız dört öneriyi teklif etmekteyiz

A- İran’ın çok milletli bir ülke olduğu açık bir biçimde ifade edilmelidir. Bu doğrultuda sayıca üstün olan milletlerin kullandığı diller resmi dil statüsüne yükseltilmelidir. Fars olmayan milletlerin kültür ve dillerini yasaklama ve yok etme sürecine hizmet eden yürürlükteki yasalar kaldırılıp söz konusu kültür ve dillerin hakları verilmelidir. Başka bir deyişle çok kültürlülüğü destekleyen bir süreç başlatılmalıdır.
 
B- Değişik milletlerin yaşadığı milli-etnik bölgeler; mali, yasama ve diğer   bütün konularda eşit imkân ve haklara sahip olmalıdırlar
 
C-  Fars olmayan milletler de mevcut yasalar çerçevesinde değişik cemiyet,   kurum, müessese ve partiler oluşturma hakkına sahip olmalıdırlar

E- Millet, din, mezhep, siyasi görüş gibi hususlar sınırlandırılmadan her kesim her türlü seçim sürecinde kendi adaylarını sunma özgürlüğüne sahip olmalıdır. Böylece söz konusu gruplar hükümetin her hangi müdahalesi ve baskısı olmadan serbestçe seçimlere katılabileceklerdir

Burada belirtilmiş olan değişiklikler hemen hiç vakit kaybetmeden gerçekleştirilmesi gereken maddelerdir. Ancak bunlar Birleşmiş Milletler Teşkilatı, Uluslararası Topluluklar ve burada hazır bulunan insanların desteği olmadan gerçekleşme şansı yoktur. Yine de bu değişikliklerin yapılması yaşamsal ve kaçınılmazdır 

İran günümüzde her ne kadar Fars olmayan milletlerin hapishanesi ve işkence yeri olarak bilinse de, yasal olarak sınırları içerisinde yaşayan bütün milletlere ait bir ülkedir. Bu nedenle bütün milletler eşit ve müttefik bir biçimde ülke idaresinde hizmet hakkına malik olup ülkede barışın sağlanmasında kendi katkıları bulunmalıdır                     

Tanrı Sizi Korusun

Alirıza Nazmi Afşar

12.11.2009

Birleşmiş Milletler Teşkilatı

Cenevre, İsviçre 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 15:15  توسط دانشجویان  | 

 متن سخنرانی دکتر علیرضا نظمی افشار در سازمان ملل . ژنو

خانمها و آقایان
من امروز به اینجا آمده ام ، که به سخنان برادران و خواهرانم از تمام دنیا گوش فراداده ، درد های آنها را  لمس کرده ، در خشم و استیصال آنها مشارکت نمایم . من به اینجا آمده ام که یکبار دیگر، بی عدالتی، و تبعیض غیرانسانی را که در کشورم ایران اتفاق می افتد، بگوش جهانیان برسانم.
امروز من با شما فقط از یک  چهرهِ  دیگرِ "حکومتِ شوونیستی" یعنی، "فقدان مشارکت سیاسی" گفتگو خواهم کرد.
روح اعلامیه حقوق بشر، در سیستمی متجلی است که " شرایط مناسب و بیطرفانه را برای مشارکت تمام اتباع خود فراهم کند "
بدون مشارکتِ سیاسیِ موثر، شهروندان،  هرگز، آنگونه که  ماده 21 منشور جهانی حقوق بشر، در نظر دارد، " امکان دخالت همگانی درادارهِ امور "  ونتیجتا، "دسترسی عادلانه، به تمام مواهب "  در کشور خویش را نخواهند داشت.
متاسفانه، قریب یک قرن است که سیستمِ متضمنِ "مشارکت سیاسی" در ایران شکسته است ، در واقع،  قومیت فارس و فارس گرا، با تمرکز تمام قوا، برای حفظ غاصبانه خود در قدرت، آنرا لگد کوب کرده است.   رژیم انحصاری فارس، بطور سیستماتیک، پروسه انتخابات، و انتصاباتِ اداری و نظامی را، تحت کنترل خود گرفته، تا مطمئن شود که هفتاد درصدِ مردم ایران، در مراحلِ قانونگزاری و تصمیم گیری  برای سرنوشت خود، کوچکتریت دخالتی ندارند.

پروسه انتخابات در ایران، فقط یک دسیسه است؛

برای اینکه کشوری قادر به انجام انتخاباتی عادلانه باشد،  دو شرط ضروری است که:
1 – تمام شهروندانِ واجد شرایط، آزادانه، رای خود را اعلام، و تمام آرا، "کَما هُو حَقّه"، محاسبه شوند.
2 – ولی، حتی،  شرط ارجح اینست که کاندیدا ها، مظهر اراده و خواست مردم باشند.
در ایران،  این هر دو شرط بطور فاجعه آمیزی شکسته است.
گروه حاکم در ایران، امکان کاندیداتوری را برای داوطلبان، بشدت کنترل، و با این عمل، نتیج انتخابات را رقم میزنند.  کاری نه تازه، نه پیچیده، اما بشدت موثر و نتیجه بخش.
در ایران، پروسه انتخابات، با مرحله "حذف" آغاز میشود.  از لیست داوطلبان، آنهائی مجاز به کاندیداتوری میشوند، که  نه تنها، مقبولِ  رای دهندگان نیستند، و  به حقوق اولیهِ ملیت هایِ غیرفارس مطلقا اعتقتدی ندارند، بلکه  بالعکس، در تضاد با آنها نیز، هستند.
آنهائی مجاز به کاندیداتوری، میشوند که گروه در قدرت و حاکمیت را، حق یا ناحق، حمایت میکنند. اگر بهر دلیلی رژیم حاکم، کسی از ملیت های غیر فارس را مجاز به کاندیداتوری کند، کسی خواهد بود، که در تحت کنترل و فرمانِ اقلیت حاکم است،  نه  نماینده واقعی ملتهای ایرانی.
بعد از آنکه  کاندیدا ها منصوب شدند، "سیرک مبارزات انتخاباتی" و اخذ آرا، آغاز میشود که صرفا، نمایشِ سرابی از دموکراسی و بمنظور تایید انتصابات مورد نظر حکومت است.
برای نمونه،  در انتخابات اخیر، گروه کثیری از ترکان ایران، "اکبر اعلمی" را که دولتمردی با سابقه، از بدنه رژیم بود، حمایت کردند. ولی صرفا به دلیل توجه نسبی ایشان به مسایل ملی ترکان ایران، "شورای نگهبان" اجاره کاندیداتوری ایشان را تایید نکرد.   در ایران، فقط، "ساواک" در رژیم شاه، تصمیم میگرفت که چه کسی میتواند  در انتخابات، کاندیدا شود  و امروز"شورای نگهبان" .  این صرفا یک  سرابی از "توهمِ حقِ انتخاب" برای مردم است. 
این سیستم قهار، با حفظ اقلیت حاکم در مصادر قدرت،  صدایِ هفتاد در صد شهروندان را در گلو خفه، و حقوق خدا دادی آنان را لگد کوب میکند.
ادامه این روش در دراز مدت،  برای بیان اعتراض و ابراز خشم و استیصال، راهی، جز،  جنگ و خون و آتش باقی نمیگذارد(آنگونه که آغاز آنرا بچشم میبینیم)
رل حکومت در پروسهِ  انتخابات، صرفا باید به   نظارت در  ثبت نام، و احراز شرایط قانونی داوطلبان باشد والسلام.
ایرانِ خفت آمیز امروز، چه سرزمینِ افتخار انگیزی میشد اگر، نه فقط گروه قومی ِ خاص، بلکه،  کلیه شهروندانِ آنِ، با تنوع ملی،  فرهنگی، مذهبی،و سیاسی  در سازندگی آن مشارکت داشتند.
"مشارکت سیاسی"  درانتصاباتِ اداری و نظامی، مجاز نیست.
کلیه مناصبِ رده  بالای تصیم گیری، در ایران از اقلیت فارس منصوب میشوند.
اجازه بدهید تکرار کنم که کلیهِ مقامات عالی نظامی، از اقلیت فارس است در حالیکه 63% افراد نیروهای مسلح، از ترکان، و فقط 23% فارس  زبان هستند.
در بدنه حکومت، در حالی که ملت ترک، اقلا یک سوم جمعیت ایران را تشکیل میدهند، و کثیر النفوس ترین ملل ایران میباشند،   اعضایِ  شورای امنیت ملی، شورای نگهبان، دیوان عالی کشور، هیات وزیران و سفیران، اغلب فارس زبان هستند. طبق یک دستورالعمل محرمانه که در رژیم سابق نیز ملحوظ بود، وزرای اطلاعات، خارجه، و کشور باید فارس زبان باشند.

تغییر در ساختار،  و روشهای رژیم، هردو، ضروری است.
تغییراتی اساسی، در اصل حکومت، ساختار، و قانون اساسی آن واجب است.
قانون اساسی موجود(مواد 5 و 107) مقامی با عنوانِ "ولیّ فقیه" خلق کرده است که نامی مدرن به "خلافت" است.
این مواد، امکان انتخاب شدن به این منصب را از 99.5% شهروندان سلب و آنرا فقط برای یک روحانیِ مذکرِ مسلمانِ شیعهِ دوازده امامی منحصر میسازد.  این مواد، امکان ایجاد یک جامعه مدرن را، که در آن صدایِ تمام جنسیت ها، ملیت ها، ادیان، مذاهب، و باورهای متفاوت شنیده شود، نا ممکن میکنند.
اولا"، ایران باید یک نظامِ  "جمهوری مدرن"، بجای "جمهوری اسلامی" ایجاد کند.
بدون تردید، دین اسلام  میتواند در زندگی شخصیِ شهروندان، رلِ قاطعی بازی بکند، ولی امر حکومت و دولت باید از موضوعِ دین، جدا باشد.
ثانیا"، قوانین موجود، که عدالتی اندک و آزادی های بسیار محدود، به شهروندان "غیرفارس" منظور کرده اند، باید باشدّت اِعمال و مجرا گردند.  مشگل فقط، فقدانِ مطلقِ  قوانین یا گفتار عادلانه نیست، بلکه از قوانین موجود نیز، فقط آنهائی که  با  مصالحِ حکومت شوونیستی فارس، مغایرتی ندارند،  به اجرا در می آیند.
ولی بهر حال، نباید فقط، منتظرِ تغییرات اساسی و ساختاری بود، بلکه حتی در شرایط موجود و قوانین جاری نیز، میتواند  تغییرات قابل توجهی انجام پذیرد. ما، ترکان ایران، چهار اقدام زیر را بعنوانِ اولین قدم در راستای اصلاحات مقدور، پیشنهاد میکنیم:
1 – قبول و اعلام صریحِ اینکه: ایران کشوری کثیرالملله است، و طبعا رسمیت زبانهای کثیرالمصرف، ضرورتی ملی است.  سیاست موجودِ منع وامحاء فرهنگها و زبانهای ملل غیرفارس، باید به  رویهِ ترویج و حمایت از تکثّرِ فرهنگی تبدیل شود.
2 – سرزمین های ملل مختلف، باید از اختیارات و امکانات مساوی و جبرانی، چه در زمینه مالی و چه قانونگزاری، برخوردار گردند.
3 – ملل غیرفارس ایران نیز باید، در چهارچوبه قوانین موجود، مجاز به ایجاد و تشکیل انجمن ها، نهاد ها، موسسات و احزاب سیاسی خود باشند.
4 – تمام ملیت ها، ادیان، مذاهب، و تفکرات سیاسی، باید، در هر سطحی، مجاز به معرفی کاندیدا های انتخاباتی خود بوده و بتوانند بدون دخالت و تحمیلات حکومت، در انتخاب آنها آزادانه بکوشند.
اینها چند تغییر ضروری است که باید هرچه زودتر صورت پذیرد. اما، مسلما"، بدون حمایتِ سازمان ملل، جوامع بین المللی، و شما حاضرین در این اجلاس، امکان پذیر نخواهد بود، ولی باید صورت پذیرد.
ایرانی که امروز زندان، و شکنجه گاهِ ملل غیرفارس است، در اصول، متعلقِ به تمام ملل ساکن در آنست، و باید همه متساویا" و متحدا"  امکان خدمت در اداره آنرا داشته، و در ایجاد صلح و شکوفائی آن سهیم باشند.
خداوند حامی شما باد.


علیرضا نظمی افشار


دوازدهم نوامبر 2009
سازمان ملل، ژنو - سویس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 17:2  توسط دانشجویان  | 


Türk Dünyası İnsan Hakları Derneği'nin davetlisi olarak Türkiye'ye gelen İran Türkleri Araştırma Merkezi Genel Başkanı Dr.Alirıza NAZMİ AFŞAR 06 Kasım 2009 Cuma günü Ankara'da önce Anıtkabire giderek Türkiye Cumhuriyeti'nin kurucusu Ulu Önder Mustafa Kemal ATATÜRK'ün kabrini ziyaret etti,öğle vaktinde de Kocatepe Camii cemaatiyle Cuma namazını kıldı.
 
 
 
07 Kasım 2009 Cumartesi günü İHAF Uluslar Arası İnsan Hakları Federasyonu'nun misafiri olarak akşam yemeğinde çeşitli Sivil Toplum Kuruluşlarının Temsilcileri ile biraraya geldi.08 Kasım 2009 Pazar günü Çanakkaleye geçen Dr.AFŞAR Çanakkale Şehitlerini ve Seyit Onbaşının kabrini ziyaret etti.

09 Kasım 2009 Pazartesi Günü Türk Dünyası İnsan Hakları Derneği İstanbul Temsilciliğinin himayelerinde Türk Dünyası Araştırmaları Vakfını ziyaret ederek Vakıf Genel Başkanı Sayın Prf.Dr.Turan YAZGAN,Türk Ocakları Kadıköy Başkanı Dr.Namık KURT,Vakıf Müdürü Dr.Metin KÖSE ve Araştırmacı Gazeteci Yazar Necdet SEVİNÇ le biraraya gelerek görüş alışverişinde bulundu ve burada Prf.Dr.Turan YAZGAN'ın misafiri olarak öğle yemeğini birlikte yediler.

Daha sonra İstanbul Üniversitesini ziyaret eden Dr.Alirıza NAZMİ AFŞAR İktisat Sosyolojisi Ana Bilim Dalı Başkanı ve İstanbul Üniversitesi Senatosu Üyesi Sayın Prf.Dr.Mustafa E. ERKAL ile görüş alışverişinde bulundu.

09 Kasım 2009 Pazartesi Akşamı Türk Dünyası İnsan Hakları Derneği İstanbul Temsilciliğinin Florya Görkem Kilis Sofrasında onuruna verilen yemekte davete icabet eden Sivil Toplum Kuruluşları Temsilcileri ve İş Adamlarıyla birarada olan Dr.AFŞAR İran Türklüğü ve sorunları hakkında bilgi vererek sohbet etme fısatı buldu.

Teşrifleriyle İHAF Uluslar Arası İnsan Hakları Federasyonu Genel Başkanı Abdullah BUKSUR, Türk Dünyası İnsan Hakları Derneği İstanbul Temsilcisi Erol ŞAHİNGİL,İl Genel Sekreteri Mahmut ORAL,İl Başkan Yardımcısı Av.İsmail TOSUN,Dernek Üyeleri Kıymet ULUBAY,Nimet ULUBAY,Ülkü ORAL ve TDİHD Fransa Temsilcisi ve Sorbon Üniversitesi Öğretim Üyesi Yüksek Av.Cengiz TURAN, İran İnsan Hakları Başkanı Av.İsmail MEYDANİ,Yeditepe Üniversitesi Öğretim Üyesi Yrd.Doç.Dr.Babek CEVAŞİR, Aydınlar Ocağı Genel Başkanı Prf.Dr.Mustafa E.ERKAL, Bahçeşehir Üniversitesi Hukuk Fakültesi Öğretim Üyesi Prf.Dr.Hasan KÖNİ, Bulgaristan Türkleri Derneği Genel Başkanı Prf.Dr.Hayati DURMAZ, Hoca Ahmet YESEVİ Vakfından Genel Başkan Erdoğan ASLIYÜCE ile Mütevelli Heyeti Üyeleri Temel CAN ve Ekrem ÖZDEMİR, Doğu Türkistan Vakfı Başkan Vekili Prf.Dr.Mahmut KAŞGARLI veMütevelli Heyeti Üyesi Hamit GÖKTÜRK, Türk Kültürüne Hizmet Vakfı Genel Başkanı Av.Şerafettin YILMAZ, Prf.Dr.Ömer AKSU, Avrasya Bir Vakfı Genel Başkanı Şaban GÜLBAHAR ile A Yayıcılık A.Ş.Yönetim Kurulu Başkanı Ahmet ÇELİK yemeği onurlandırdılar.

Türkiye'deki temaslarını tamamlayan İran Türkleri Araştırma Merkezi Genel Başkanı Dr.Alirıza NAZMİ AFŞAR 10 Kasım 2009 günü  Dünya Azınlıklar Platformunda İran Türklerinin sorunlarını anlatmak üzere Cenevre'ye gitti.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 18:35  توسط دانشجویان  | 

بیوگرافی دکترعلیرضا نظمی افشار

تاریخ ومحل تولد : شهریور 1320 شهر ارومیه  آزربایجان غربی

محل اقامت فعلی: حومه سانفرانسیسکو- ایالت کالیفرنیا- آمریکا

اولاد : سه فرزند دختر و چهار نواده


اصالت پدری: از سلاله نادر شاه افشار

فرزند باقر خان نظمی افشار

نوه محمد حسن خان امیر نظمی افشار ملقب به نظم السلطنه افشار

اصالت مادری : از سلاله شاهان قاجار

فرزند شوکت الملوک ملک قاسمی

 نوه شاهزاده امامقلی میرزا حاکم وقت آزربایجان

نتیجه شاهزاده ملک میرزا والی وقت آزربایجان 

تحصیلات علمی :

دیپلم از دبیرستان صائب ارومیه

لیسانس ادبیات از دانشگاه تبریز

فوق لیسانس و دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه نوشاتل. سوئیس

لیسانس اقتصاد از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

فوق لیسانس اقتصاد بازرگانی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

دکترای اقتصاد بین الملل از دانشگاه نیو پورت آمریکا

فو ق تخصص در مبحث :

International Monetary 1- پول جهانی  

2- پروژههای بین المللی مالی در ممالک در حال توسعه

              Finance in Developing Countries 

مدیریت های اجرائی:

قبل از انقلاب : رئیس اداره آموزش و پرورش ارومیه

                   مدرّسِ مدعوّ  در دانشگاه ارومیه

بعد از انقلاب :

- مدیر ناحیه ای کمپانی های زنجیره ای – دانشجو. آمریکا

- دو سال "مدیر نمونه" از ایالت کالیفرنیا شناخته شده است . سال های 2000-2001

- بیوگرافی شان در نشریهِ ثبت احوال شخصیت های آمریکا درج میباشد سال 2004 و 2005

- سالهاست که به عنوان مشاور مالی کنگره آمریکا سال 2000- تا حال

- در سال 1997 نظر به موفقیت بی نظیر ایشان در تهیه، تحلیل، وتمویل پروژه معروف"شهر صنعتی" ایالت "شین یانگ" چین (ترکستان شرقی) با هزینه یک میلیارد و سیصد ملیون دولار، بعنوان "شهروند افتخاری" کشور چین  (ترکستان شرقی) مفتخر گردیده است.

فعالیتهای سیاسی:  

عضو موسس داک "کنگره جهانی آزربایجان" سال 1997

-1998 مسئول روابط بین المللی داک در سال 1997

دبیرکل داک در سال  1998

مو سس جبهه ملی آزربایجان ایران 2003

مسئول جبهه ملی آزربایجان ایران سال 2003- 2005

رئیس دیپلماتیک کمیسیون آذربایجان ایران سال 2006

تاسیس و مدیریت برنامه تلویزیونی "آنا یوردو" با هزینه شخصی خود. سال 2004 - 2005.

موسس و رئیس گنگره جهانی ترکان ایران سال 2009

موسس و رئیس مرکز مطا لعات استراتژیک ترکان ایران سال 2009

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:17  توسط دانشجویان  | 

DOKTOR ALİRIZA NAZMİ AFŞAR
DOĞUM YERİ: İran’ın Batı Azerbaycan Eyaleti’nin Merkezi Urmiye
DOĞUM YILI: 24 Ağustos 1942
İKAMET YERİ: Amerika, Kaliforniya Eyaleti, San Fransisko Çevresi
MEDENİ HALİ: Evli olup üç kızı ve dört torunu vardır.
BABA TARAFINDAN SOYU: İran’da Afşar Devleti’nin kurucusu Nadir Şah Afşar’a dayanmakatadır.
BABASI: Bagır Han Nazmi Afşar
DEDESİ: Kaçar Dönemi Urmiye Bölgesi yöneticilerinden Muhammed Hasan Han Emir Nazmi Afşar (Nazmu’s-Saltana)
ANNE TARAFINDAN SOYU: Kaçar sülalesine dayanmakatadır. Annesi Şevketü’l-Müluk Melikkasımi, Kaçar dönemi Azerbaycan bölgesi yöneticilerinden olan şehzade İmamkulu Mirza Kaçar’ın kızı idi. Dedesi İmamkulu Mirza ise Kaçar Dönemi Azerbaycan Valisi olan Melik Kasım Mirza Kaçar’ın torunlarından idi. Melik Kasım Mirza Kaçar da ünlü Kaçar kralı Fethali Şah Kaçar’ın (1797-1834) oğlu idi.
EĞİTİMİ: 
 Lise: Urmiye Saib Lisesi
 Lisans: Tebriz Üniversitesi Edebiyat Bölümü
 Yüksek Lisans: İsviçre Neuchâtel Üniversitesi Karşılaştırmalı Edebiyat Bölümü
Doktora: İsviçre Neuchâtel Üniversitesi Karşılaştırmalı Edebiyat Bölümü
 Lisans: Güney Kaliforniya Üniversitesi Ekonomi Bölümü
 Yüksek Lisans: Güney Kaliforniya Üniversitesi Ticaret Ekonomisi ve İşletmeciliği Bölümü
 Doktora: Newport Üniversitesi Uluslararası Ekonomi Bölümü
 Yüksek Uzmanlık Alanı:
1. Uluslararası Para (International Monetary)
2. Gelişmekte Olan Ülkelerin Finans Konusu (Finance in Developing Countries)
YÖNETİCİ DENEYİMLERİ:
 Devrim Öncesi:
1. Urmiye I. Bölge Eğitim ve Öğretim Kurumu Başkanlı
2. Urmiye Üniversitesi Edebiyat Bölümü’nde Davetli hoca 
 Devrim Sonrası:
1. Yerel Öğrenci Birliği Şirketler Zinciri Başkanı
2. İki yıl üst üste 2000 ve 2001’de “Kaliforniya Eyaleti’nin Örnek Yöneticisi” seçilmiştir.
3. Mesleki başarılarından dolayı 2004 ve 2005 yıllarında Amerikan nüfus kayıtlarında adını önemli şahsiyetler arasına yazdırabilmiştir.
4. 2000 yılından başlayarak “Amerikan Kongeresi Mali Müşavirliği Başkanlığı”nı yürütmektedir.
5. 1997’de ise eşsiz bir başarı örneği sergileyerek Çin Halk Cumhuriyeti’nin Xinjiang (Doğu Türkistan) Özerk Bölgesi endüstri şehrinin finans projesini 1.300.000.000 Dolar tutarıyla hayata geçirmiş; bu başarısından dolayı eyalet partisinin önerisi ve Pekin’in de onayı ile Çin Halk Cumhuriyeti’nin fahri vatandaşlığı ile onurlandırılmıştır.    
SİYASİ-SOSYAL FAALİYETLERİ:
1. 1997’de “Dünya Azerbaycan Kongeresi (DAK)”ın kurucu heyeti arasında yer almış
2. 1997-1998 yıllarında “Dünya Azerbaycan Kongeresi (DAK)”ın “Uluslarsarı İlişkiler Sorumlusu”
3. 1998’de “Dünya Azerbaycan Kongeresi (DAK)”ın genel başkanlığı
4. 2003’te “İran Azerbaycanı Ulusal Cephesi”nin kurucusu
5. 2003-2005 yılları arasında “İran Azerbaycanı Ulusal Cephesi”nin sorumluluğu
6. 2004-2005 yıllarında kendi finansmanı ile “Ana Yurdu Televizyon Kanalı”nın kurucusu ve yöneticisi
7. 2006’da “İran Azerbaycanı Diplomatik Kimisiyonu” başkanlığı
8. 2009’da “Dünya İran Türkleri Kogresi”nin kurucusu ve genel başkanı
9. 2009’da “İran Türkleri Araştırma Merkezi”nin kurucusu ve genel başkanı
 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:59  توسط دانشجویان  | 

محضر مبارک جناب دکتر علیرضا نظمی افشار
ملت بزرگ ترک ایران و سرزمین همیشه بیدار آذربایجان تا زمانی که فرزندان فرهیخته خود را دارد زنده است.

اینجانبان جمعی از دانشجویان ترک ایرانی مقیم خارج از کشور نظر به اینکه مطلع شدیم " جنابعالی به همت تعداد دیگری از فرهیختگان ملت بزرگ ترکمان اقدام به ثبت مرکز مطالعات علمی ترکان ایران نموده اید " بسیار خرسند و مسرور شده بدینوسیله بر خود وظیفه دانستیم " تاسیس این موسسه را که حقیقتا از نیازهای اساسی ملت کبیر مان بویژه اهل علم " اندیشه " هنر " قلم و بیان بود به محضر مبارک ملت بزرگ ترک " عالمان " دانشگاهیان " محققان " فرهیختگان و دیگر اقشار ملتمان تبریک گفته و کمال تشکر و قدردانی خود را از حضرتعالی و دیگر موسسین مرکز مطالعات علمی ترکان ایران بعمل آوریم . بدیهی است ما دانشجویان خارج کشور پا به پای محققان و اساتید خود نهایت سعی و تلاش را جهت غنی سازی علمی مرکز بر خود وظیفه عینی دانسته وعموم صاحبان امر را در این امر خطیر و خیر دعوت به همیاری و همکاری می نماییم.

جمعی از دانشجویان ترک ایرانی
مقیم خارج از کشور

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 11:16  توسط دانشجویان  | 

Tarixler Yaradan Böyük Türk Ulusu . Milleti  

Deyerli Azerbaycanlı, Horasanlı, Güney İran’dakı Qaşqay elimiz ve bütün İran’daki Türk bacı ve qardaşlarım;

Tarixler yaradan böyük Türk ulusu (milleti), milli zülme uğrayan İran’daki öteki etniklerle birlikte, ulusal yaşamının en hessas ve dönüm nöqtesi olan bir dönemini yaşamaqdadır. Bildiyiniz kimi İran’da azınlıq bir kesim hükumet orğanlarına sinsice sızmaqla, bu hakimiyeti çoğunluğun haqlarına saldırı ve qesbkarlıq aracı olaraq qullanmaqdadır. Son dönemlerde söz qonusu azınlıq ve basqıcı kesim öz aralarında da amansız bir reqabet ve güç paylaşımına girişmişdirler. Ne yazıq ki hakimyetde olanlar, ölkede yaşayan etniklerin haqları ve kimliyini savunma ve gelişdirme yönünde her hansı bir olumlu adım atmamaqda ve insanların düşünce, inanç, özgürlük ve canlarını bir oyuncaq olaraq görmekdedirler.    

İnsani açıdan uyğulanan bu basqı ve axıdılan qanlar bizi de qayğılandıraraq derinden üzmüşdür. Yüz ilden beri İran’da yapılan bu basqı ve zülmler, görmezden gelinerek, qana bulanmış eller de isticesine sıxılmışdır. Ne yazıq ki bu sürec yene de devam etmekdedir.   

Son olaylarla ilgili böyük Türk ulusunun sessiz ve anlamlı hayqırışları, ister milletimizin qelbinin döyündüyü Azerbaycan’da, isterse tarixin böyük geçidi olan Xorasan’da ve isterse de Güney İran’dakı Qaşqay ve başqa Türk ellerimizde olsun, dar görüşlü bu bağnazları düşünmeye ve etiraf etmeye zorlamışdır.     

Biz de, aslan qadınlarımız ve igit Türk böyüklerimizden esinlenerek milletimizin mücadilesinin hükümet içindeki çatışmalarda kirletilmemsini istemekde ve bu oyuna gelmemesi üçün xalqımızı uyramaqdayıq. Unutmamaq gerekir ki, ne bu qaranlıq hakimiyetin bizim milli haqlarımıza tehemmülleri vardır, ne de yaşıl etirazçılar ulusumuza haqq tanımaqdadırlar. Azıcıq ışıqlı görünen bu göz qırpmalarının arxasındaki niyet, hakimiyet üzengisine oturmaq üçün, gecnlerimizin qanını yalnızca arac olaraq görmektedir. Sonucda ise basqı altında tutulan mezlum milletler yene de tarixin çarmıxına gerilecekdirler.

Bizim tarixi çıxarlarımızın rejim içinde qarşıtlıqların sürdürülmesinde olduğunu belirtmemiz gerekir. Kültür qatili qesbkar hakimiyeti desteklemeyimiz yanlış sonuclar vereceyi kimi, yaşıllar hereketi ile de ses sese vermeyimiz, ister istemez Musevi, Refsencani ve Xatemi kimi hakimiyet başında yer alanların 24 illik kültür qetli ve milletsizleştirme sürecine göz yumduğumuzu ve bu süreci onayladığımız anlamına gelmekdedir. Bu şexslerin heç birisi ortaklıq ve edalet olğularına inanmamaqdadırlar. Bu nedenle de biz bu aşağılıq eylencenin oyuncağı olmayacağımızı açıqlamaqdayıq.

Son zamanlarda rejimin gizli elleri Türk mücadileçilerinin sıralarını parçalmağa ve bu herektde ikilik yartmaq üçün görevlendirilmişdirler. Bu doğrultuda söz qonusu kesim qatil ve cinayetkar Hüseyin Musevi’ni “Mir Hüseyin Musevi Tebrizi” ve İslam qatili cinayetkar rejimi de “İslam Cumhuriyeti Düzeni” olaraq sunmaqdadırlar. Ancaq bizim bilincli ve bilge ulusumuzun bu axmaqlaştırmağa boyun eymeyeceyini bilmeleri gererkmektedir.    

Bu çekişme ve çatışmaların bize yarayan çekişmeler olmadığı ortadadır ve bu sözde islahatçılar bizim durumumuzu düzeltmeye ve islah etmeye inanmamaqdadırlar. 

Azerbaycan ve İran Türkleri, İran yolunda canlarından geçselerde, İranı yönetenler Azerbaycan ve İran Türklerine yaramamaqdadırlar.

 

Doktor Eliriza Nezmi Afşar

Amerika - Kaliforniya

1388 / 6 / 30

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:32  توسط دانشجویان  |